دوشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۱

از ته دلم آرزو می کنم اينجارو کسی پيدا نکنه. اونقده خورشيد دلم گرفته که حد نداره. من وبلاگم رو خيلی دوست داشتم. سخته توش ننويسی، سخته بهش فکر نکنی. اما ديگه تحمل نداشتم. از اينکه اينقدر باهام بد بودن زجر می کشيدم. آخه چرا؟ به خدا من همه رو دوست داشتم. فقط احساساتم و افکارم رو می نوشتم. نمی خواستم پز بدم. نمی خواستم چيزی رو ثابت کنم. چرا اينطوری شد؟
بگذريم خورشيد خانوم. بايد طاقت بياری. فقط خدا کنه کسی اينجا رو کشف نکنه که هر وقت کرمت گرفت اينجا خاليش کنی. خدافظ http://khorshidkhanoom.blogspot

هیچ نظری موجود نیست: